دو دختر نوجوان خودکشی کردند تا بفهمیم نهنگ آبی زیر گوشمان خوابیده و منتظر است تا ما را زیر آب بکشد. بی‌هویتی، بی‌اعتباری، احساس پوچی و کم ارزش بودن و ... از این‌دست نداشته‌ها موج ویرانگری است که به نوجوانان و جوانان ما، هرروز هجمه می‌آورد.


حجتالاسلام حامد حیدری که کارشناس مذهبی است و معلم پرورشی هشت مدرسه دخترانه، روایت می‌کند از چند دانش‌آموزش که روزی آستین‌هایشان را بالا زده‌اند و به او نشان داده‌اند که به خود زخم زده‌اند؛ زخمی برای مجازات. از دو دانش‌آموزی نیز می‌گوید که درگیر رابطه با محارم بوده‌اند و همچنین از بی‌شمار دانش‌آموزی که به این معلم روحانی و شوخ‌طبع اعتماد می‌کنند و کانال‌های تلگرامی را نشانش می‌دهند که مسئول شست‌وشوی مغزی نوجوانان است.

 روایت‌ها تلخ اما واقعی است؛ حوادثی که بیخ گوشمان رخ می‌دهد، حتی زیر سقف خانه‌هایمان که البته از آن بی‌خبریم.

در این بین همه به دنبال یافتن مقصریم، خانواده، مدرسه، اجتماع و ...؟ و البته دنبال شانه خالی کردن زیر بار مسئولیتی که متوجه ماست.

شاید همه عوامل دست به دست هم می‌دهند و چنین تابلوی زشت و شومی را ترسیم می‌کنند، اما همیشه جزء بزرگتر از اجزاء کوچکتری ساخته می‌شود که اگر کارکرد صحیح نداشته باشند، جزء بزرگتر نیز معیوب و ناکارآمد و از آن بدتر، بدکار و آسیب‌رسان می‌شود.

به تحلیل دکتر آسیه اناری، روان‌شناس بالینی کودک و نوجوان، همه تقصیرها به گردن خانواده است؛ به این دلیل که خانواده نخستین جایی است که کودک در آن چشم باز می‌کند و جسم و ذهنش در آن می‌بالد. وقتی خانواده‌ها با فرزندان ارتباط مطلوبی ندارند، وقتی به آنها شخصیت نمی‌دهند و وقتی کودکی را بزرگ می‌کنند که هیچ ویژگی منحصر به فردی، هنری یا توانی مخصوص به خود ندارد، ‌چیزی که بتواند به آن ببالد و با آن عرض‌اندام کند آن وقت چه توقع است که این فرزند وقتی به نوجوانی رسید، درگیر آسیب‌ها و انحراف‌ها نشود.

این روان‌شناس، به نوجوانی می‌گوید دوره‌ای عجین شده با تفکر انقلابی، برهه‌ای ویژه پوست‌اندازی و زمانی برای رسیدن به استقلال که اگر در آن ارتباط خانواده و فرزند مبتنی باشد بر دلبستگی‌های عمیق و ارتباطات دوستانه، خوب و کم‌خطر سپری می‌شود.

البته به تأثیرات اجتماع هم اشاره می‌کند اما او برای این وضع هم دوایی دارد و می‌گوید خانواده‌ها باید نسبت به هرگونه تغییر رفتار، به هم ریختن ریتم خواب فرزندان، از اشتها افتادنشان، استفاده بیش از اندازه آنها از تلفن همراه، افت تحصیلی یا غیبتشان از مدرسه حساس باشند و پیگیر شوند تا انحراف و اختلال و آسیب را در همان نطفه بشناسند و متوقف کنند.

حجت‌الاسلام حیدری دستی به سمت خود و هم‌صنفانش (و البته خانواده‌ها) می‌گیرد و می‌گوید اگر آنها که مسئول ترویج و تبلیغ باورهای دینی هستند از آموزش سطحی دین به آموختن عمقی آن چرخش می‌کردند یا به شبهات دینی کودکان و نوجوانان پاسخ‌های قانع‌کننده می‌دادند و برایشان استدلال می‌آوردند حتما کمتر از امروز با چالش عرفان‌های کاذب و انحراف‌های اعتقادی دست به گریبان بودیم. درعین بی‌خبری بسیاری از خانواده‌ها، سرهای بسیاری از دانش‌آموزان در گوشی‌های همراه و فضاهای مجازی و کانال‌هایی است که افکار ضاله را تبلیغ می‌کنند و نرم نرمک برای خود هوادار می‌تراشند.

در پایان، این نکته را به خانواده‌ها گوشزد می‌کنیم که اگرچه برای خرید تمام لوازم موردنیاز فرزندانمان تلاش می‌کنیم، اما برای تربیت و پرورش روح آنها گامی هم برنداشته‌ایم. درگیر شدن خانواده‌ها در مناسبات پرزرق و برق، سرگرم شدن مادران به مسائل غیر ضرور(سبک شمردن وظایف و مقام مادر به‌عنوان پرورش دهنده، همسر و ستون عاطفی خانواده همچنان از جامعه قربانی می‌گیرد و خواهد گرفت)، بی‌توجهی به رفتار نوجوانان و جوانان به بهانه‌های مختلف، ما را در ورطه‌ای که در آنیم، بیشتر فرو خواهد کشید.